أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

پيشگفتار 13

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

به طرابزون « 1 » و شروان نشان داد . وى كه در پى ازدواج با خديجه بيگم ، خواهر اوزون حسن ، حمايت حكمران آق قوينلو را نيز به خود جلب كرده بود به رسم غزا و جهاد به شروان روى آورد ؛ امّا در پى آرمان خود سر باخت . حيدر نيز چون پدر ، براى به دست آوردن قدرت دنيوى خود را آمادهء نبرد با شروانيان كرد . او كه « در حدّ ذات خود مردى شجاع و در انواع دليرى و فنون جنگى از شمشيرزنى گرفته تا تيرافكنى و نيزه‌بازى و كمندافكنى مهارتى تمام داشت » « 2 » و سوداى حكومت در سر مىپرورانيد ، بارها به داغستان و شروان حمله كرد و ، سرانجام ، در پيكار با فرخ يسار و يعقوب بيك به قتل رسيد . به دستور سلطان يعقوب ، حليمه بيگم آغا ، همسر حيدر ، به اتّفاق مادر روانهء شيراز شدند و در قلعهء اصطخر فارس زندانى منصور پرناك گشتند . « 3 » اسماعيل در آن زمان كودكى بيش نبود . پس از چند سال كه از زندان رهايى يافت خاطرهء تلخ به قتل رسيدن پدر و زندان را فراموش نكرد . چون به قدرت رسيد به شروان لشكر كشيد و به قصاص قتل پدر و جدّ خود به قتل عام مردم شروان پرداخت . « 4 » ظهور شاه اسماعيل در عرصهء سياست چنان سريع بود كه كليّهء حاكمان وقت را غافل‌گير كرد . حكومت‌هاى وقت به زودى سركوب شدند . رقيب سرسخت وى ، شيبك خان كه حركت‌هاى نظامى شاه جوان را به سخره مىگرفت ، در ميدان جنگ به قتل رسيد و سرش جام باده گرديد . « 5 » و به تعبير واله اصفهانى ، شاه با ساغر زرّين در مجلس بهشت آيين « 6 » به باده‌نوشى پرداخت . اعمال جسورانه و دليرانهء شاه اسماعيل همراه با قتل و غارتهاى بىرحمانه « 7 » سبب شد كه مدّعيان ، رهبرى شاه اسماعيل را در حكومت تازه

--> ( 1 ) . طرابزون - طرابوزن : ولايتى است از ولايات تركيه در شمال ارزروم و سيواس . ( 2 ) . حبيب السير ، ج 4 ، ص 435 . ( 3 ) . تاريخ عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 12 . ( 4 ) . تاريخ شروان و دربند ، ص 252 ؛ « شاه اسماعيل صفوى با سپاهى عظيم از شيعيان گيلان و مازندران به جنگ او آمد . شروانشاه در حوالى شماخى با آنان به جنگ پرداخت امّا شكست يافت و در ميدان نبرد كشته شد . عدّه‌اى گويند گرفتار شد و دست بسته به قتل رسيد . اسماعيل به خونخواهى پدر و جدّ ، هر شروانى را كه به چنگ مىآورد مىكشت » . ( 5 ) . خلد برين ، ص 196 . ( 6 ) . همان مأخذ ، ص 196 : « استادان زرگر به موجب فرمان شاه والاگهر [ سر شيبك خان ] را در طلاى احمر گرفته به جواهر گرانمايه زينت دادند و قدح را « ساغر زرّين مجلس بهشت‌آيين » نام نهادند » . ( 7 ) . در مورد بىرحمىها و سفّاكىهاى شاه اسماعيل علاوه بر اشاراتى كه در همين كتاب شده است . ( ر ك : صص